مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی |
مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینههای اضافی فقط با این نرمافزار تمام شبکه ها را ببینید |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
سلام دوستان.
یک هفته ای نخواهم بود.
هنگام شکوفه نارنج بود و من
با یاد دست های تو;
سرمست
تن را به آن طبیعت عطرآگین
جان را به دست عشق سپردم
با یاد دست های تو;
ناگاه!
مشتی شکوفه را
بوسیدم و به سینه فشردم.
فریدون مشیری
دوستان پرشین بلاگی حتما بخونن:
سلام دوستان.
از ۱۲ بهمن به این ور,متاسفانه نمی تونم در وب های پرشین بلاگ نظر بدم!اول فکر می کردم مشکل از اینترنت خودم ه!امروز از چند جای دیگه هم امتحان کردم,از بعضی دوستان هم پرسیدم,متاسفانه مشکل در سطح شهر بود.به محض رفع مشکل,مجددا در وب های زیباتون نظر می ذارم.فعلا فقط رسما می تونم عذرخواهی کنم!
حس سبز
سلام دوستان من.همچون جمعه های گذشته با مطلبی که نیاز به همکاری ه شما عزیزان داره,در خدمتم.تکمیل شده ی این مطلب,هفته ی آینده(همراه با نام,نظر و آدرس وب شما دوستان) در وب حس سبز قرار داده خواهد شد.مطلبی که برای این هفته انتخاب کردم,عنوانش هست:
کالایی(عروسکی) خانگی به نام زن!...
قصه از این جا شروع شد که چند وقت پیش خونه ی یکی از دوستان بودم.سرگرم صحبت بودیم که مادر دوستم(من با خانواده ی این دوستم خودمونی هستم) اومد و پیش ما نشست.درد دلاش شروع شد:
ادامه مطلب...
هیچ چیزی هراسنده تر از,هیچ چیزی والاتر از
تماشای اسپارت ها در صفوف آماده باش
در پیشروی به سوی غضب جنگ
با صدای یک فلوت.
سوفیا ده میو برینر
هر چه در نگاه نخست بر خلاف طبیعت و در تضاد با آرزوهای درونی انسان باشد,پس از اینکه بارها تکرار شود,عادی به نظر می رسد.انسان بر خلاف فرامین الهی,دنبال جهنم می رود و بدترین روش را برای ادامه ی زندگی برمی گزیند,ولی پس از مدتی برایش عادی می شود.
پائولو کوئلیو
یازده دقیقه
لحظه ی دیدار نزدیک است
باز من دیوانه ام,مستم
باز می لرزد,دلم,دستم
باز گویی در جهان دیگری هستم
های!نخراشی به غفلت گونه ام را,تیغ
های!نپریشی صفای زلفکم را,دست
و آبرویم را نریزی,دل
-ای نخورده مست-
لحظه ی دیدار نزدیک است.
مهدی اخوان ثالث
*لحظه ی دیدار نزدیک است...
ادامه مطلب...
لطفا یکی منو راهنمایی کنه:
از دیشب تا الان نمی تونم تو وب های پرشین بلاگ نظر بذارم!راهی هست؟یا فعلا باید تحمل کرد؟!
اگر بدانی خانه ی ما چقدر قشنگ شده است.جای تو خالی.وقت کردی از آن بالاها باغچه ی ما را زیارت کن.حالا صدای اذان می آید,باید شمع روشن کنم.اما نه!تا وقتی صدای اذان می آید دل روشن است.
کاش با این صدا بروم... .
پردیس چابک
کاکائوی ترش
دست خودم نیست!
حسادتم می شود,
گه گاه,
به همه چیز;
حتی
سرخی نقش بسته بر لب هایت!
پس
زیباتر نشو,
بانوی من!
*شاعر این شعر(اگه بشه اسمشو شعر گذاشت) خودمم!
*از نقد شدن-حتی بی رحمانه- استقبال می کنم!
سلام دوستان من.چون همیشه با انعکاس نظرات شما عزیزان در رابطه با مطلب هفته ی گذشته در خدمتم.ابتدا متن نوشته ی من با عنوان دنیای نامرئی من...:
http://hesesabz.blogsky.com/1390/11/08/post-300/
ذکر چند نکته:
۱.این دفعه شرکت کننده خیلی کم بود!به گمانم دوستان از گفتن دنیای نامرئی شون هراس دارن!
۲.غلط های املایی در نظرات مربوط به حس سبز نیست!
و این هم نظرات سبز شما دوستان(به ادامه ی مطلب مراجعه کنید):
ادامه مطلب...
یکی شلاق رئیس را بر می دارد
یکی اسلحه ای می دزدد
یکی می گوید این زمین من است
یکی دخترش را به ارباب پیشکش نمی کند
یکی با دو کلام پاسخ نمی دهد
ادامه مطلب...
من هستم!
تو هستی!
و عشق همه ی آن چیزی است که اهمیت دارد!
ریچارد باخ
پلی به سوی جاودانگی
احمد محمود (اعطا)، چهارم دیماه سال 1310 از پدر و مادری دزفولی در اهواز متولد شد. او در آغاز کار خود نیز به مطالعه در زندگى مردمان کارگر و روستایى جنوب پرداخت و بارها مشاغل مختلفى را در میان این مردم تجربه کرد. احمد محمود آثار مهم خود را با استعانت و توجه به روزگار همین مردم نوشت و نخستین داستان هاى کوتاه خود را بین سال هاى ۳۳ تا ۳۶ در مجلاتى مانند امید ایران منتشر کرد. وی پس از سپری کردن دوران تحصیلات ابتدایی و متوسطه در زادگاهش، به دانشکدهی افسری ارتش راه یافت؛ اما ازجمله تعداد زیاد دانشجویان دانشکدهی افسری بود که پس از کودتای ننگین 18 مردادماه سال 1332 بازداشت و سپس، بخشبخش آزاد شدند؛ درحالیکه تنها 13 نفر از آنان در زندان باقی ماندند.
ادامه مطلب...
شب در چشمان من است,
به سیاهی چشم هایم نگاه کن.
روز در چشمان من است,
به سفیدی چشم هایم نگاه کن.
شب و روز در چشم های من است,
به چشم هایم نگاه کن.
پلک اگر فرو بندم جهانی در ظلمات فرو خواهد رفت!
حسین پناهی
جویای راه خویش باش,از آنسان که منم.که در تکاپوی انسان شدن,در میان راه دیدار می کنم حقیقت را,آزادی را,خود را.در میان راه می بالد و به بار می نشیند دوستی.که توانمان می دهد تا برای دیگران مامنی باشیم و یاوری.این است راه ما,تو و من.
مارگوت بیکل
*من به اشتباه نوشته بودم احمد شاملو.دوست خوبم(وبلاگ راه رفتن مرد مرده) منو راهنمایی کرد و گفت احمد شاملو این متن رو ترجمه کرده.
چون همیشه مشغول پرسه زنی در دنیای مجازی بودم,چون همیشه به مطلب زیبایی برخوردم,و چون همیشه این زیبایی رو با شما تقسیم می کنم:
شب سپری شده است.ما فرزندان شب هستیم و با سر زدن سپیده بر بلندی ها,خواهیم مرد و از خاک ما,عشقی بس نیرومندتر زبانه خواهد کشید,در پرتو خورشید خنده سر خواهد داد و جاودان خواهد ماند.
جبران خلیل جبران
پیشتاز
*من برای این جاودانگی آماده م!بسم الله...!
"همه چیز تمام شده"
یادداشتی کوتاه,ژرف و ساده
حاکی از بی میلی و بخشش
به هر کسی که بخواهد آن را بخواند و گریه سر دهد.
کوستاس کاریوتاکیس
*این روزها عجیب عاشق اشعار شعرای اروپای شرقی شدم!
*این شعر رو صرفا به دلیل زیباییش گذاشتم,امیدوارم یادآور خاطرات تلخ برای هیچ دوستی نباشه!و اگه شد,عذرخواهی میکنم.
سلام دوستان من.چون همیشه با مطلبی که نیاز به همکاری ه شما عزیزان داره تا تکمیل شده ی اون رو جمعه ی آینده(همراه با نام,نظر و آدرس وب شما دوستان) در وب حس سبز بذارم,در خدمتم.مطلبی که برای این هفته انتخاب کردم,عنوانش هست:
دنیای نامرئی من...
چند روز پیش این مطلب رو از پائولو کوئلیو در وب گذاشتم:
"یک شعر باعث شد بفهمم که با نوشتن,با نشان دادن دنیای نامرئی ام,می توانم برابرانه با شرایط دنیای مرئی دوستانم در کودکی رقابت کنم:قدرت جسمانی,لباس های مد روز,ماشین,مهارت در ورزش,... ."
(بقیه در ادامه ی مطلب):
ادامه مطلب...